بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، اوایل ماه مه به جمهوری آذربایجان سفر خواهد کرد؛ این نخستین سفر رسمی او به یک کشور مسلمان از زمان آغاز جنگ با حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است. در همین زمینه، مجله معروف آمریکایی Newsweek تحلیلی منتشر کرده است که به نکات مهمی درباره این سفر اشاره دارد.
به گزارش شباب پرس، تحلیل مجله معروف آمریکایی Newsweek در خصوص سفر نتانیاهو به جمهوری آذربایجان بهصورت اصلی ارائه شده است: از زمان آغاز جنگ، نتانیاهو تنها به ایالات متحده و مجارستان سفر کرده و از سفرهای خارجی خودداری کرده است. برای رهبری که کشورش درگیر جنگ است، سفر به خارج تنها در شرایط بسیار ضروری صورت میگیرد و س فر به آذربایجان نیز یکی از همین ضرورتها محسوب میشود. روزنامه «تایمز اسرائیل» گزارش داده است که نتانیاهو در این سفر بر دو محور اصلی تمرکز خواهد کرد: ۱. میانجیگری با ترکیه برای جلوگیری از تشدید درگیری در سوریه ۲. گسترش توافقنامههای ابراهیم از اسرائیل به جمهوری آذربایجان ایدهی پیوستن جمهوری آذربایجان به توافقنامههای ابراهیم، نخستین بار در دسامبر سال گذشته توسط نیوزویک مطرح شد و این مسئله توجه محافل صهیونیستی، آمریکایی و آذربایجانی را به خود جلب کرد.
برخی از اعضای ائتلاف حاکم در کنست، دیپلماتهای بلندپایه جمهوری آذربایجان، خاخامهای بانفوذ در ایالات متحده و حتی شخص نتانیاهو درباره احتمال پیوستن باکو به این توافق بحث کردهاند. برخلاف دیگر کشورهای عضو توافقنامه ابراهیم نظیر امارات، مراکش، سودان و بحرین، جمهوری آذربایجان نه تنها با رژیم صهیونیستی روابط دیپلماتیک برقرار کرده، بلکه به یکی از نزدیکترین متحدان تلآویو پس از واشنگتن نیز تبدیل شده است.
الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، روابط دو کشور را به «کوه یخی که بخش اعظم آن زیر سطح آب است» تشبیه کرده است. اگرچه این روابط بهطور رسمی تبلیغ نمیشود، اما مشخص است که رژیم صهیونیستی با فروش سلاحهای پیشرفته در جنگ قرهباغ ۲۰۲۰ نقش کلیدی در پیروزی آذربایجان ایفا کرده است. از سوی دیگر، آذربایجان نیز یکی از تأمینکنندگان اصلی انرژی برای رژیم صهیونیستی بهشمار میرود.
بهتازگی شرکت ملی نفت آذربایجان (سوکار) سهم بزرگی از میدان گازی «تمر» در سواحل سرزمین های اشغالی را خریداری کرده و مجوز اکتشاف گاز در آبهای سرزمین های اشغالی را بهدست آورده است. علاوه بر این، جنگی که گروه تروریستی حماس در ۷ اکتبر آغاز کرد، باعث نزدیکی هرچه بیشتر میان رژیم صهیونیستی و آذربایجان شده است.
باکو صادرات نفت به رژیم صهیونیستی را افزایش داده و بهمنظور کاهش تنش در روابط بین رژیم صهیونیستی و ترکیه، نقش میانجی را ایفا میکند. از این منظر، پیوستن آذربایجان به توافقنامههای ابراهیم میتواند معنای متفاوتی نسبت به گذشته داشته باشد. در گذشته، ایالات متحده در تلاش بود تا رژیم صهیونیستی را به متحدان مسلمان خود نزدیک کند؛ اما این بار، خود رژیم صهیونیستی در حال ایفای نقش واسطه برای تقویت روابط میان آمریکا و متحدان مسلمانش، از جمله جمهوری آذربایجان است.
روابط میان واشنگتن و باکو در گذشته بهدلیل حمایت سی ساله آمریکا از ارمنستان در مناقشه قرهباغ، دچار تنش شده بود. اما اکنون که این مناقشه تقریباً پایان یافته، فرصتهای جدیدی برای همکاری پدید آمده است. دولت نتانیاهو در نامهای رسمی به کنست اعلام کرده است که رژیم صهیونیستی در دوران ریاستجمهوری ترامپ، مذاکراتی برای ایجاد سازوکار همکاری سهجانبه بین رژیم صهیونیستی، آمریکا و جمهوری آذربایجان آغاز کرده است.
این تلاشها اکنون در حال بهثمر رسیدن است. در ماه مارس، استیو ویتکوف، نماینده ویژه آمریکا، برای بررسی این موضوع به باکو سفر کرد. در اوایل ماه جاری، دونالد ترامپ در نامهای به الهام علیاف از حمایتهای آتی از همکاریها سخن گفت و از «حمایت و دوستی آذربایجان با رژیم صهیونیستی» قدردانی کرد. هفته گذشته نیز یکی از مقامات وزارت خارجه آمریکا به رسانههای آذربایجان گفت که ایالات متحده تمایل دارد همکاریهای انرژی خود را با باکو گسترش دهد. در شرایطی که رژیم صهیونیستی میان آمریکا و جمهوری آذربایجان نقش میانجی را ایفا میکند، خود آذربایجان نیز سعی دارد بین دو متحد نزدیکش، یعنی ترکیه و رژیم صهیونیستی، نقش آشتیدهنده را بازی کند.
پس از آغاز جنگ ۷ اکتبر، روابط میان قدس (پایتخت بالفعل رژیم صهیونیستی) و آنکارا به پایینترین سطح خود رسید. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، با متوقفسازی تجارت با رژیم صهیونیستی، رهبری ابتکارهای جهانی علیه تلآویو را در دست گرفت و با اتهامزنی به این رژیم بهدلیل جنگ در غزه، بر تنشها افزود. او حتی در نماز عید فطر، آشکارا دعا کرد: «ای خداوند، رژیم صهیونیستیصهیونیستی را نابود کن.»
پس از سقوط رژیم بشار اسد در سوریه، تنشها میان رژیم صهیونیستی و ترکیه به اوج رسید. ترکیه از رئیسجمهور جدید سوریه، احمد الشراع (جهادگرای سابق)، حمایت میکند، درحالیکه رژیم صهیونیستی با هدف مقابله با تهدیدات احتمالی از دمشق، مواضع نظامی باقیمانده از رژیم اسد را در سراسر کشور هدف حمله قرار داده است. رژیم صهیونیستی همچنین منطقه مرزی کوه حرمون را بهطور نامشخصی اشغال کرده و احتمال دارد از خودمختاری اقلیت دروزی در جنوب سوریه حمایت کند.
برخی تحلیلگران، احتمال درگیری نظامی بین رژیم صهیونیستی و ترکیه را نیز منتفی نمیدانند. با این حال، هیچیک از طرفین درگیری نظامی را بهنفع خود نمیداند. رژیم صهیونیستی ترجیح میدهد تمرکز خود را بر نوار غزه، برنامه هستهای ایران و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه بگذارد. از سوی دیگر، ترکیه میداند که ورود به رویارویی با رژیم صهیونیستی میتواند روابطش با ایالات متحده و ناتو را خدشهدار کرده، طرح بازسازی سوریه را با مشکل مواجه کند و آنکارا را از پروژه جنگندههای اف-۳۵ خارج سازد. همچنین، چنین درگیریای میتواند موجب افزایش حمایت رژیم صهیونیستی و آمریکا از گروههای کردی در سوریه و ترکیه شود؛ گروههایی که ترکیه آنها را تهدیدی جدی برای تمامیت ارضی خود میداند.
در این میان، نقش جمهوری آذربایجان پررنگتر میشود. آذربایجان در گذشته نیز از روابط نزدیک خود با ترکیه و رژیم صهیونیستی برای میانجیگری میان این دو کشور استفاده کرده است. باکو یکی از معماران اصلی نزدیکیهای ترکیه و رژیم صهیونیستی در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۱ بود. پس از فروپاشی کامل رژیم اسد، از چهرههای دیپلماتیک ارشد آذربایجان، حکمت حاجیاف، چندین سفر دیپلماتیک میان قدس و آنکارا ترتیب داد تا از برخورد نظامی اتفاقی بین نیروهای رژیم صهیونیستی و ترکیهای جلوگیری کند. اوایل این ماه، آذربایجان میزبان گفتوگوهایی میان مقامات ترکیه و اسرائیل بود و بهنظر میرسد که طرفین به یک راهحل توافقی نزدیک شدهاند. هفته گذشته، احمد الشرا، رئیسجمهور جدید سوریه، به مقامات آمریکایی اعلام کرده است که اگر رژیم صهیونیستی حملات نظامی خود را در جنوب سوریه متوقف کند و واشنگتن تضمین دهد که تمامیت ارضی سوریه حفظ خواهد شد، دمشق نیز علاقهمند است به توافقنامههای ابراهیم بپیوندد.
اظهارنظری از این دست، احتمالاً بدون رضایت تلویحی ترکیه بیان نمیشد. هرچند تردیدهایی در مورد تحقق صلح میان رژیم صهیونیستی و سوریه وجود دارد، اما در سطح نظری، چنین صلحی میتواند از میزان تنش در منطقه بکاهد. در همین حال، ایران با نگرانی عمیق این تحولات را دنبال میکند. کمترین چیزی که تهران میخواهد، نزدیکی میان رژیم صهیونیستی و ترکیه است. قدس و آنکارا تنها قدرتهای منطقهای هستند که برخلاف ایران (و شاید مصر)، قادر به اعمال نفوذ فرامرزی واقعی در خاورمیانهاند.
هرچند جمهوری اسلامی نسبت به ترکیه کینهای در حد رژیم صهیونیستی ندارد، اما به بلندپروازیهای آنکارا بیاعتماد است و نگران است که قدرتگیری ترکیه، بذر جداییطلبی را در میان اقلیتهای ترکزبان ساکن ایران بکارد. افزون بر این، پس از واگذاری نقش برتر در سوریه به ترکیه، ایران نگران نفوذ فزاینده آنکاراست. این نگرانی بیاساس نیست؛ هماکنون شمال سوریه تحت کنترل ترکیه و جنوب آن تحت نفوذ رژیم صهیونیستی قرار دارد که این وضعیت، مسیر اصلی تدارکاتی ایران برای حزبالله را قطع کرده است.
اما آنچه برای ایران از همه خطرناکتر است، افزایش همکاری جمهوری آذربایجان با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده است. برخی ناظران ایرانی این نزدیکی را «محاصره استراتژیک» تلقی میکنند. بهعنوان مثال، احسان موحدیان، کارشناس مسائل قفقاز، این روند را نوعی آمادگی برای جنگ علیه ایران میداند. همانند رژیم صهیونیستی و آمریکا، جمهوری آذربایجان نیز هدف اقدامات تهاجمی تهران قرار گرفته است. ایران گروههای نیابتی علیه باکو ایجاد کرده، در مرزها رزمایشهای گسترده برگزار کرده و تلاش کرده است برخی سیاستمداران و یهودیان برجسته آذربایجانی را ترور کند. در سالهای اخیر، باکو همکاریهایی با تلآویو علیه تهران داشته و اگر واشنگتن نیز به این محور بپیوندد، مرزهای شمالی ایران بیش از پیش ناامن خواهد شد. در نهایت، شراکت میان رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان بر یک اصل ساده استوار است: سود یکی، سود دیگریست.




