عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با بیان اینکه در نظامهای رتبهبندی دانشگاههای جهان همواره در ده دانشگاه برتر نام دانشگاههای پردستاورد امریکا درخشیده،گفت:طی ماههای اخیر دانشگاهها و تنوع دیدگاهها در آن به میدان پرتنش و برخوردهای خشن انجامیده است.
دکتر الهام فخاری عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در خصوص اعمال خشونت پلیس آمریکا بر علیه دانشجویان گفت:در واقع با خشونتورزی در هر کشوری مخالفم و به عنوان متخصص آموزش با رویههای آسیبرسان، دخالت نیروی نظامی چه در لباس رسمی پلیس چه نظامیگری در لباس شهروندان عادی در نهادهای آموزشی ازجمله دانشگاه در امریکا و هر کشوری از دنیا مخالف هستم.
این فعال سیاسی در ادامه تاکید کرد: هدف قانون و نیروی نظامی، در هر کشوری، باید ضمامت و حفاظت از حق و امنیت برابر مردم باشد نه در فشار قرار دادن و پرخاش کردن.در واقع خاستگاه خشونت ناتوانی در گفتن، شنیدن یا خودمحوری و رویگردانی از گفتوشنید برای فشار آوردن بر دیگران از موضع نابرابر است. هدف و فلسفه نهادهای آموزشی برپایهی ارزشهای والا تعریف میشود. ما میبینیم که همواره از اهمیت پرورش منش و کاربرد تعامل زبانی در آموزش سخن گفته میشود و آموختن روش و منش علمی(دانشپژوهی) از هدفهای نهادهای آموزش رسمی بهویژه دانشگاهها در سراسر جهان است.
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با بیان اینکه در نظامهای رتبهبندی دانشگاههای جهان همواره در ده دانشگاه برتر نام دانشگاههای پردستاورد امریکا درخشیده،گفت:طی ماههای اخیر دانشگاهها و تنوع دیدگاهها در آن به میدان پرتنش و برخوردهای خشن انجامیده است. چه بسا این که درگیری در دانشگاه، در هر کشوری، اینقدر پررنگ و آزاردهندهتر به چشم میآید از اینروست که دانشگاه برپایه ارزشهای مردمسالارانه و برای پرورش دانشپژوهی(زمینه آزاد علمی برای پرسشگری) پایهگذاری شده است نه صرفا توسعه فن یا قالبگیری ذهنی با برخوردهای خشن یا زوربنیاد.
وی در ادامه افزود: البته به این نکته توجه کنیم با همه تنشهای تلخی که رخ داده نه تنها فضای نقد این برخوردهای خشن بسته نشده بلکه رسانههای جهانی و امریکایی این موضوعها را بازنمایی و گروههای گوناگون با نقد در برابر این رفتار خشن دادخواهی میکنند. البته باید دید چگونه کارها پیش خواهد رفت، ما با راستیآزمایی و رواییسنجی باورها، روشها و ادعاهای تمدنی جامعه انسانی جهانی، روبرو هستیم.
این فعال سیاسی با تاکید بر اینکه فضای باز و پذیراتری نسبت به گوناگونیها در این جامعه و دانشگاههای آن بوده،یادآور شد:به نظر می رسد که هیچ فردی حتی در کشورهایی با فضای بسته انتظار چنین برخوردهای زوربنیاد و حتی متداول در برخی کشورها را در دانشگاههای ممتاز جهانی نداشته است. شوربختانه آنچه در این چند سال در کشورهای گوناگون میبینیم، پافشاری بر زور و نابرابری، تحمیل خواست و برنامههای گروههای ویژه قدرت و سرمایه، خودداری از گفتن و شنیدن به کشمکشهای بیشتری انجامیده و نمادینترین رویاروییها در دانشگاهها رخ میدهد.
فخاری در ادامه افزود: بر این باورم که باید در کنار پیگیری و تلاش برای برداشتن فشار از روی نهادها و کنشگران دانشگاهی در ماجرای کنونی آمریکا، و بررسی سیطره گروههای خاص بر نهاد دانشپژوهی، آفرینندگی و فناوری نگاهی به پیشینه رفتاری و سیاستها در زمینه دانشگاهها و نهادهای آموزشی سراسر جهان ازجمله کشور خودمان هم داشته باشیم چرا که برخوردهای زورمندانه در نهادهای آموزشی با چیستی علم(دانشپژوهی) و چرایی آموزش ناسازگار است.
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی ضمن اشاره به نظریه برخی از اندیشمندان جهان ادامه داد:برخی از نظریهپردازان در نقد چیرگی قدرت و سرمایه مانند فرره و ایلیچ مدرسه و دانشگاه را نهاد بازتولید نابرابری دانستهاند اما راه چاره پیشنهادی آنها هم مدرسه، دانشگاه و دسترسی به آموزش برای همگان است تا راه و روش خردورزی، پرسشگری، حل مساله و گفت و شنید را بیاموزیم،از سوی دیگر زمانی که در مورد خود و دیگران ازجمله حاکمیت در امریکا تحلیل می کنیم، باید به خطاهایی در شناخت و تحلیل که داوریها و رفتارهایمان را دچار سوگیری میکند توجه داشته باشیم.
در روانشناسی اجتماعی با مفهومی به نام خطای بنیادی اسناد سر و کار داریم.
این فعال سیاسی ضمن تاکید بر نظریه پشتیبان،گفت: انسان ها در بررسی و تحلیل رفتارها و کارها دچار سوگیریهایی هستند، ما گرایش داریم شکستها یا چالشهای دیگران را به ناتوانیها و کاستیهای درونی ذات، سرشت، موجودیت و وجود آنها نسبت دهیم، اما کامیابی و پیروزیهای آنان را ناشی از عوامل بیرونی و همچنین شانس وعامل ناشناخته بدانیم،اما شکستها و کاستی و خطاهای خود را به عوامل بیرونی از جمله عوامل خارجی، تحریک یا رفتار دیگران و … فرافکنی کنیم و دستاوردهایمان را به سرشت، هوش، تلاش، شایستگی و ذات خود انتساب بدهیم.
وی ادامه داد:در واقع این خطای شناختی منجر به عدم شناخت ریشه بسیاری از چالشهای ژرف و خطرناک می شود که با فرافکنی به دیگران و دلیلتراشیهای دفاعی آسیبها شدت می یابند،در مورد تنشهای دانشگاهی چه در امریکا و ریشههای این چالش که در خاورمیانه رقم خورده، چه در کشورهایی مانند چین و روسیه، یا در کشورهای خاورمیانهای ازجمله ایران هم خوب است به این خطای بنیادی انتساب توجه کنیم.
فخاری ضمن اشاره به نظریه دانیل گیلبرت و همکارانش که از نظریهپردازان روانشناسی اجتماعی هستند،گفت:این نظریه پردازان باور دارند که ریشه مسائل در چگونگی اسناد دادن(نسبت دادن) ما است، هر فردی با بررسی نشانهها یک موضوع یا مساله را بررسی میکند و اسناد شخصی یا اسناد موقعیتی میدهد. اکنون در مورد تنشهای فضاهای آموزشی هم باید ارزیابی کنیم که چگونه به مساله پرداخته شده است. سازوکارهای ناکارآمد فشار بیرونی در درازمدت سودمند و درونیساز نیستند. اسناد دادن یک فرایند دو مرحلهای دارد نخست اسناد گرایشی سریع داریم، سپس آن استنباط را بازنگری یا تنظیم میکنیم تا اثر موقعیت و شرایط را روشن و معنادار کنیم.
این فعال سیاسی در ادامه یادآور شد: مرحله نخست خودکار و چه بسا ناخودآگاه است در واقع برخاسته از هیجانهای پیشینی ما ازجمله نفرت یا دوستیهایمان هم هست، اما توجه به شرایط و موقعیت نیازمند پردازش شناختی،ذهنی و کوشش ما برای بررسي یک مساله یا موضوع از دریچه چشم دیگران یا از جهات دیگر است. بنابراین به دلیل پیچیدگی و دشواری این مرحله، کمتر به اسناد موقعیتی توجه میشود، بسیاری افراد یا گروهها با بزرگ کردن اهمیت و سهم خود به دنبال دستیابی نامشروع و بهره بیشتر هستند. اینها حاضر به پذیرش موضع برابر و درک شرایط دیگران یا توجه به حق پایمالشده هم نیستند و این خود یک عامل بسیار مهم در تنشها است.
وی با بیان اینکه دانشگاه قرار بوده و هست که پرسشگری بخردانه، بهبود آگاهی و دانش، توانمندی در روش علمی(دانشپژوهی) و پایبندی به بنیانهای اخلاقی را پرورش دهد،گفت:در هر کشوری اگر این کارکردها دچار مساله شود و بهجای گفتن و شنیدن، پرسیدن و پژوهیدن، از زور و فشار و شعار و آزار استفاده شود در واقع جامعه جهانی شکست خورده است. تحلیل چالش کنونی دانشگاههای امریکا و پیگیری حق انسانی ستمدیدگان بجا و لازم است. از سویی فراموش نکنیم که نگاهی به وضعیت خود هم داشته باشیم، اگر ما به ارزشهای انسانی، همدلی، گفتوشنید و بنیانهای دانشپژوهی پایبندتر بودیم، در تعامل با یکدیگر در تحلیل و یافتن راهچاره برای اختلافها کم آسیبتر عمل نمیکردیم؟ اثربخشیمان بیشتر نمیشد؟
این عضو حزب اصلاح طلب اعتماد ملی تصریح کرد:وضعیت تاریک جهان کنونی گویای این است که ما بیش از همیشه به گفتوشنید اثربخش، بازسازی و اصلاح خود، و به بازداری عاملهای سرکوب و زور نیاز داریم، به واکنش اثربخش و ازکار انداختن چرخه خونبار جنگ و ویرانی و غصب و غارت نیاز داریم. اگر استانداردها یا داوریهای چندگانه و آغشته به خطای بنیادی اسناد را ارزیابی و متوقف کنیم،نه تنها گامهای اثربخشتر خواهیم برداشت بلکه داوریهایمان رواتر خواهد شد.
فخاری در پایان خاطرنشان کرد:وضعیت کنونی جهان نشان میدهد که همچنان جامعه جهانی و کم و بیش همهی کشورها در کورهراه دشواری قرار دارند، چه آنان که بر قله توسعه فناوری قرار دارند چه دیگرانی که مدعی شعارهای بزرگ ایدئولوژیک برای رستگاری بشریت هستند. همچنان از روشها و ابزارهای سازنده، دانشپژوهی و گفتن و شنیدن و …، در هنگامههای سخت بهره نگرفته و بهجای پایبندی به ارزشهای مشترک، بنیادین و پایداری برای حل مساله، گره بر گره افزودهاند و دچار خطاهای بزرگ مانند خطای بنیادی انتساب و سوگیریهای گوناگون درگیر تنش هستند.




