صهیونیسم سیاسی عمری حدود 70 سال دارد و همزمان با آغاز پیدایش اسرائیل است؛ با وجود این، عملكرد صهیونیسم سیاسی در بسیاری موارد، شبیه یهود و یهودیان در طول دو هزار سال گذشته است؛ بنابراین ممكن است برخی عملكردها خاص «صهیونیسم» باشد؛ ولی در بیشتر موارد، این عملكرد میان «صهیونیسم» و «یهود» مشترك است.
به گزارش شباب پرس، با مطالعه سیر تاریخی، به اصول كلی درباره ماهیت اعتقادی و دینی یهود دست مییابیم. برای نمونه «نژادپرستی» و «ملت برگزیده بودن»، در نهاد هر دو مشترك است؛ همان گونه كه یهود در طول تاریخ 2500 ساله گذشته، ملتی نژاد پرست و خود برتربین بودهاند، حكومت صهیونیسم نیز از آغاز پیدایش خویش، در سرزمینهای اشغالی، همین ایده و عقیده را داشته و دارد.
مجموعه كتابهای یهود كه «عهد عتیق» نامیده شده، مركب از تورات و چندین كتاب دیگر است. تورات – كه دارای پنج بخش است – به شرح پیدایش جهان، انسان و مخلوقات دیگر و بخشی از انبیای پیشین و حضرت موسی بن عمران (ع) و بنیاسرائیل و احكام این آیین میپردازد.
ناگفته پیدا است كه غیر از اسفار پنج گانه تورات، هیچ یك از این كتابها، آسمانی نیست، خود یهود نیز چنین ادعایی ندارند؛ حتی زبور حضرت داود (ع) – كه آن را به نام مزامیر مینامند – شرح مناجات و اندرزهای این پیامبر است.
اما درباره اسفار پنج گانه تورات، قراین روشنی وجود دارد كه نشان میدهد اینها نیز كتابهای آسمانی نیست، بلكه كتابهایی تاریخی است كه پس از حضرت موسی بن عمران (ع) نوشته شده؛ زیرا در آنها شرح وفات حضرت موسی (ع) و چگونگی تدفین او و برخی حوادث پس از آن آمده است، به ویژه آخرین فصل «سفر تثنیه» به وضوح نشان میدهد كه این كتاب مدتها پس از وفات حضرت موسی (ع) به رشته تحریر درآمده است.
افزون بر این، محتویات این كتابها – كه آمیخته با خرافات فراوان و نسبتهای ناروا به پیامبران (ع) و نسبت بعضی سخنان كودكانه به آنها میباشد – گواه دیگری بر ساختگی بودن آنها است. شواهد تاریخی نیز نشان میدهد كه تورات اصلی از میان رفت و بعدها پیروان حضرت موسی (ع) این كتابها را نگاشتند.
گوشهای از تعالیم تلمود
در تلمود – كه شرح تورات یا «عهد قدیم» است و مهمترین كتاب «آداب و تعالیم» یهود به شمار میرود – آماده است:
1- امتیاز ارواح یهود از غیر یهود به این است كه ارواح یهود، جزئی از خدا است؛ هم چنان كه پسر جزئی از پدر است. ارواح یهود، خدا نسبت به ارواح دیگران عزیز است؛ زیرا ارواح غیر یهود، ارواح شیطانی و شبیه ارواح حیوانات است. نطفه غیر یهودی مانند نطفه دیگر حیوانات است.
2- بر فرد یهودی لازم است تمام كوشش خود را مصروف جلوگیری از حیات و پیشرفت دیگر ملتها نماید تا قدرت مطلقه تنها برای آنها باشد … پیش از آن كه یهود بر همه ملتها پیروز شد، لازم است جنگ به حالت خود باقی باشد.
3- یهودی پیش خدا از ملائكه بالاتر است. هر گاه غیر یهودی، یهودی را بزند، مثل این است كه عزت الاهی را زده و مستحق مرگ خواهد بود. اگر یهودی آفریده نشده بود، بركت از زمین میرفت و باران نمیبارید و خورشید آفریده نمیشد.
– فرق میان انسان و حیوان، مانند فرق میان یهودی و دیگر ملتها است. نطفهای كه دیگر ملتها از آن آفریده میشوند، نطفه چهار پا است.
– ملتهای دیگر مانند سگ هستند. اعیاد مقدسه برای آنها و برای سگها آفریده نشده است. سگ از غیر یهودی بالاتر است؛ زیرا در اعیاد جایز است به سگها غذا دادن، اما به غیر یهودی جایز نیست.
– هیچ گونه خویشاوندی میان یهود و غیر یهود نیست؛ زیرا آنها به خرها شبیهترند تا به انسانها. خانههای غیر یهود پیش یهودیان، به منزله طویله حیوانات است. غیر یهود، خوكهای نجسی هستند كه برای خدمت یهودیان آفریده شدهاند.
4-افراد صالح غیر یهودی را بكش و بر یهودی حرام است كه غیر یهودی را از مرگ و یا چاهی كه افتاده نجات بدهد، بلكه سزاوار است كه جلوی آن را با سنگ بگیرد.
5- بر صهیونیستها، كشتن و غصب كردن و دزدی نمودن مال غیر اسرائیلی جایز، بلكه واجب است.
6- املاك غیر یهودی، مانند مال متروك است؛ یهودی حق دارد آن را تملك نماید.
7- خداوند به یهودیان اجازه داده است كه فراوردههای غیر یهودی را مالك شوند.
8- كشتن افراد مسیحی از اموری است كه لازم است از ناحیه یهودیان عملی گردد.
9- ما تنها ملت برگزیده خدا در زمین هستیم… خداوند به خاطر لطفی كه به ما داشته است حیواناتی از جنس انسان – كه عبارت از سایر ملل باشند – برای ما آفریده و آنها را مسخر ما ساخته است؛ زیرا خداوند به خوبی دانسته است كه ما نیازمند به دو حیوان هستیم: یك نوع حیوان لال، مانند چهارپایان و پرندگان و یك نوع (حیوان) ناطق، مانند مسیحیها، مسلمانها، بوداییها و سایر از شرق و غرب. آنها را به خاطر خدمتگذاری ما آفریده است و ما را در زمین متفرق ساخته است تا پشتهای آنان را لگدكوب كرده و زمام اختیار آنان را در دست داشته و از فنون آنان برای منافع خود بهرهبرداری نماییم.
به همین جهت است كه بر ما واجب است دختران زیبایی خود را به ازدواج پادشاهان، وزرا و بزرگان درآوریم و فرزندان خود را میان پیروان مذاهب دیگر داخل كرده تا در صورت مقتضی، آنها را وادار به جنگ نموده، قدرت نهایی را در دست داشته و بهرهبرداری كامل از آنها نموده باشیم.»













