یک کارشناس بین المللی گفت: اتفاقاتی که در فلسطین رخ داده است و افزون بر ۲۶ هزار شهید و جنایاتی که علیه غیر نظامیان و کودکان و زنان بی پناه اتفاق افتاد بیش از همه موجب یک اتحاد انسانی که ناشی از بیداری انسانی و بیداری وجدانها در دنیاست شده است.
سید محمد شفیعی کارشناس مسائل بینالملل در گفت و گو با خبرنگار سایت شباب پرس، درباره تاثیرات جهانی جنگ غزه در مناطق آمریکای مرکزی و لاتین با بیان اینکه در خصوص جنگ غزه و طوفان الاقصی ابعاد مختلفی وجود دارد،گفت: ابعاد نظامی یا شیوههایی که در این جنگ استفاده میشود یک بُعد است و همچنین ابعاد و تأثیرات منطقهای جنگ غزه یک مسأله دیگر است،از سویی دیگر ابعاد بینالمللی جنگ غزه و بازتابها و تأثیرات آن جنبه دیگری است که میتوان در مورد آن صحبت کرد.
این کارشناس بین المللی در ادامه تأکید کرد: در واقع جنگ غزه یک جنگ همه جانبه و حساب شده از ناحیه جبهه مقاومت فلسطین و حماس علیه رژیم صهیونیستی بوده و یکی از مهمترین کارکِردهایش احیای محور مقاومت در منطقه بود و این امر را به عنوان تأثیر منطقهای جنگ غزه میتوانیم نام ببریم.
وی در ادامه افزود: از یک طرف حزبالله لبنان و از طرف دیگر گروههای مقاومت عراق و از طرف دیگر و مهمتر از همه انصارالله یمن به عنوان برجستهترین عضو این ائتلاف نظامی در منطقه فعال شدند و قدرت منطقهای محور مقاومت را به رخ کشیدند که نشان دهنده این مسئله است که فلسطین و یا صرفا حماس و یا حزبالله لبنان نیست که محور مقاومت است، بلکه محور مقاومت به کشورهای منطقه، توسعه یافته و منطقه دچار تحولات عظیمی شده است.
شفیعی با بیان اینکه منطقه شاهد تحولات عظیمی در رویکردهای مردمی و نظامی شده،اظهار داشت: در واقع منطقه شاهد تحولات عظیمی به لحاظ رویکردهای مردمی و نظامی است و این رویکردها برای موجودیت و منافع استکبار جهانی آمریکا و رژیم صهیونیستی بسیار خطرناک است و به طور جدی منافع دنیای غرب را به خطر میاندازد.
وی یادآور شد: در واقع تأثیرات جنگ غزه به این مبحث ختم نمیشود، اتفاقاتی که در فلسطین رخ داده است و افزون بر ۲۶ هزار شهید و جنایاتی که علیه غیر نظامیان و کودکان و زنان بی پناه اتفاق افتاد بیش از همه موجب یک اتحاد انسانی که ناشی از بیداری انسانی و بیداری وجدانها در دنیاست شده است.
این کارشناس بین المللی تاکید کرد: به طور کلی بحث مقاومت و ظلمستیزی یک مفهومی است که همیشه در آرمان همه انسانها و آزادگان جهان صرف نظر از ملیت و دین آنها وجود دارد، اما قدر مشترک تمام این اتفاقاتی که اخیرا رقم خورده و در واقع متأثر از جنگ هفتم اکتبر است که طوفان الاقصی ایجاد کرده طوفانی است که در همه دنیا ایجاد شده و قدر مشترک این طوفان در نقطه نقطه دنیا انزجار و نفرت از ظلم و ستم امپریالیسم آمریکا و جنایات رژیم صهیونیستی است.
وی ادامه داد: اگر چه تاکنون جنبشهای پراکندهای در اقصی نقاط جهان علیه رژیم صهیونیستی وجود داشت و اگر یک گروه خاصی از یهودیها در آمریکا علیه رژیم صهیونیستی فعال بودند امروزه این به بدنه جوامع غربی و شرقی سرایت کرده است و در اروپا میبینیم که حکومتها حامی رژیم صهیونیستی هستند و قوانین به نفع رژیم صهیونیستی رقم می خورد.
شفیعی ضمن اشاره به قانون گیسوت تصریح کرد: یکی از معروفترین قانونها، قانون گیسوت است به این مفهوم که به هر دلیلی علیه هلوکاست و همچنين علیه رژیم صهیونیستی مطلب نوشته شود یا سخنرانی شکل گیرد و یا هر شخص حقیقی یا حقوقی علیه رژیم صهیونیستی هر اقدامی انجام دهد مورد پیگرد قرار میگیرد و در واقع آزادی بیان در اینجا بی معنا و مفهوم میشود.
این کارشناس بین المللی در ادامه عنوان کرد: در اروپا میبینیم که مردم در قلب کشورهایی مانند انگلیس، اسپانیا، فرانسه، هلند، آمریکا و کانادا و شهرهای مختلف مانند تورنتو و لندن به پا خواستند این کشورهایی که پناهگاه و حامیان اصلی رژیم صهیونیست هستند اینگونه جنبشها را میبینیم که این جنبشها در شرایطی رخ می دهد که بر خلاف قوانین و مقررات آن کشورهاست و افرادی که به هر شکلی اقدام علیه رژیم صهیونیستی و موجودیت و منافع آن داشته باشند به بهانههای مختلف مورد نظارت و بازجویی و پیگرد قرار میگیرند.
وی با اشاره به سه دسته از حکومتها در کشورهای آمریکای لاتین، یادآور شد: بنابراین میبینیم که موجی از اعتراضات بینالمللی در کشورهای اروپایی به وجود میآید،در کشورهای آمریکای لاتین ما در واقع سه دسته از حکومتها را داریم، برخی از حکومتها که تعدادشان هم کم است یا حامی رژیم صهیونیستی هستند یا ترجیح میدهند سکوت کنند کشورهایی مانند آرژانتین به ویژه پس از رئیس جمهور جدید خود آقای خاویر میلی که یک نئولیبرال افراطی و یک فرد هتاک است که معروف به ترامپ یا زلنسکی آرژانتین است که طبعا مواضع ضد فلسطینی و در حمایت از منافع رژیم صهیونیستی را بیشتر شاهد هستیم.
شفیعی عنوان کرد: در کنار کشورهایی مانند آرژانتین و برزیل که سیاست حمایت از رژیم صهیونیستی را در پیش گرفتند کشورهایی هستند که مقداری کمرنگتر و محتاطانه عمل میکنند مانند مکزیک و اکثریت کشورهای حوزه آمریکای لاتین معترض و مدافع مقاومت هستند، اگر چه منافعی و تحفظاتی دارند، اما در کل مدافع جریان مقاومت هستند،البته کشورهایی همچون مکزیک و شیلی که حامی اقدام کشورهای آفریقای جنوبی هستند،کشوری مانند ونزوئلا که کمکهای مردمی به سمت غزه و فلسطین فرستاده، کلمبیا هم همینطور که اینها کشورهایی هستند که حمایت از فلسطین و غزه را در سطح رؤسای کشورها دارند.
وی با بیان اینکه سیاست رسانهای غرب در ابتدای جنگ هفتم اکتبر در این کشورها مظلومنمایی به نفع رژیم صهیونیستی بوده است،گفت: از آنجایی که گرگ هرگز نمیتواند دندانهای خود را پنهان کند بعد از اقدامات و واکنشهای رژیم صهیونیستی در بمباران بیمارستان و کمپ های مردم و استفاده از سلاحهای ممنوعه، ورق برگشت و علیرغم تبلیغاتی که در کشورهای مختلف به ویژه برزیل و آرژانتین علیه غزه و حماس و جنبش مقاومت انجام میدادند اما همه تلاشهایشان و هر چه رشته بودند پنبه شد و آن بیداری جهانی و بیداری انسانی به این کشورها هم سرایت کرد و دیگر در فضای شبکههای اجتماعی مطالب و محتواهایی در حمایت از فلسطین پر کرد.
این کارشناس بین المللی ادامه داد:در واقع تاکتیک بعدی را در رسانهها به کار گرفتند و آن معرفی رژیم صهیونیستی خوب یا رژیم صهیونیستی بد است و در مقابل فلسطین خوب یا فلسطین بد را معرفی کردند به این معنا که فلسطین خوب همان دولت خودگردان و تشکیلاتی است که رضایت به سازش با رژیم صهیونیستی میدهد و حاضر است فلسطین را تقسیم کنند و در مقابل فلسطین بد همان حماس است و رژیم صهیونیستی بد هم همان نتانیاهو و اعوان و انصارش هستند که میخواهند همه این جنایات را بر گردن رژیم صهیونیستی بد بیندازند در عین حالی که آن جنایات را انجام میدهند.
وی یادآور شد: در واقع حضور ارباب رسانه و فعالان رسانهای چه اشخاص حقیقی و چه اشخاص حقوقی و رسانههای پر مخاطب جمعی رسالتشان سنگينتر میشود که بیایند و با این حرکت مبارزه کنند و نگذارند که حقایق وارونه جلوه داده شود و به نوعی بر واقعیتها سرپوش گذاشته شود و این چهره از فلسطین و رژیم صهیونیستی به نمایش گذاشته شود.
شفیعی در پایان خاطر نشان کرد:ادبیات مقاومت در منطقه آمریکای لاتین اگر چه این منطقه به نوعی تحت نفوذ و سیطره و یا به عبارتی کل منطقه حیات خلوتی برای آمریکا محسوب میشود اما ادبیات مقاومت و ظلمستیزی برای مردم منطقه شناخته شده است که از ظلم و ستم و در واقع استعمار اسپانیا، بلژیک، آمریکا و انگلیس به ستوه آمدهاند و سالهاست که با این استعمارگری ها مبارزه میکنند و این عوامل دست به دست هم میدهد تا ما شاهد یک تحول عظیم در ترویج ادبیات مقاومت و پیوند خوردن مفاهیم مقاومت در کشورهای مختلف با مفهوم مقاومت در غزه و فلسطین باشیم و انشالله این پیوند و این حرکت زمینهساز ظهور حضرت مهدی موعود عج و پیروزی مظلومین جهان بر علیه ظالمین و ستمگران باشد.




