کارشناس مسائل فلسطین و فعال سیاسی در خصوص حملهی ایران به رژیم صهیونیستی گفت: عملیاتی که ایران طی آن حملات موشکی را به قلب رژیم صهیونیستی انجام داد به لحاظ روانی ورق را به طور موقت به نفع ایران و مقاومت برگرداند اما این لزوما به این معنا نیست که موازنه به هم نخورد کمااینکه ما پاسخ آنها را دادیم و ورق به نفع ما برگشت اما پایدار نبود چراکه ابتکار عمل را در دست نگه نداشتیم.
علی عبدی کارشناس مسائل فلسطین و فعال سیاسی در گفت و گو با شباب پرس بیان کرد: متأسفانه وضعیتی که از طوفان الاقصی به این سمت داریم این است که عموما غیر از خود طوفان الاقصی که کاملا تهاجمی بود و به صورت اقدام اولیه انجام شد تقریبا بیشتر واکنش دشمن بودیم تا بتوانیم در مقابل آن پاسخ دهیم.
این کارشناس فلسطین بیان داشت: پس از ترور شهید اسماعیل هنیه به قدری تأخیر در واکنش داشتیم و این ترور را بی پاسخ گذاشتیم که موجب شد دشمن از این انفعال ما بهرهبرداری کند و ضربات پی در پی وارد کند که نهایتا آن اتفاقات ده روز پیش اخیر لبنان بود که عملا سرمایههای راهبردی ما در حزبالله و لبنان را به شدت مورد هجمه و آسیب قرار داد.
عبدی تصریح کرد: متأسفانه ما عملا جنگ طوفان الاقصی را که برای رژیم صهیونیستی به جنگ وجودی تبدیل شده بود را با انفعال خود تبدیل به جنگ وجودی برای خود کردیم، یعنی ما هم به مرحلهی جنگ وجودی رسیدیم و نیازمندیم که یک پاسخ قاطع به آنها دهیم و خب این پاسخ قاطع و کوبنده را به رژیم صهیونیستی دادیم که به شکل موقت ورق را به نفع ما برگرداند و ابتکار عمل را در اختیار ما قرار داد، ضمن اینکه بحثهایی در این حمله وجود دارد.
وی افزود: این حملهی ایران به رژیم صهیونیستی نه به معنای پایان جنگ است و نه به معنای برتری مطلق ما است و نباید در این مورد دچار هیجان و جوزدگی شویم که تصور کنیم کار رژیم صهیونیستی دیگر تمام شده است.
این کارشناس فلسطین در خصوص شهادت سیدحسن نصرالله و تأثیر آن بر روحیهی مقاومت، بیان داشت: قطعا شهادت سیدحسن نصرالله بر روحیهی مقاومت داشت چراکه اگر بخواهیم مادی و دنیایی نیز به این موضوع نگاه کنیم کسانی بودند که طی دو دهه اخیر پس از فرار رژیم صهیونیستیاز لبنان این افراد بودند که عملا تمام عرصهی نظامی مقاومت لبنان را در اختیار داشتند، فرماندهان ارشد مقاومت همین شخصیتهای والامقامی بودند که به شهادت رسیدند فقدان آنها به جای خود اما سیدحسن نصرالله ستون و عمود این خیمه بود که به نوعی همهی فرماندهان پیشین حاضر به فدا شدن برای سیدحسن نصرالله بودند.
عبدی ادامه داد: فقدان همهی فرماندهان شهید جبههی مقاومت به یکباره قطعا میتواند در روحیهی مبارزان تأثیرگذار باشد، مگر ما میتوانیم حرفهای شعاری بزنیم و یا شبه الهی صحبت کنیم همان حرفهایی که در سال ۶۰ نیز در پی شهادت شهید بهشتی میگفتیم مضمون بر اینکه ایران پر از بهشتی است در حالیکه میدانستیم ایران پر از بهشتی نبوده است، ایران حتی یک بهشتی هم ندارد همانطور که لبنان دیگر سیدحسن نصرالله ندارد مگر اینکه خدا عنایت کند و مانند سیدحسن نصرالله برای ما بیاید یعنی با تقویت یکی از جایگزینها برای سیدحسن نصرالله همانند او باشد کمااینکه فرد جایگزین قطعا همانند سیدحسن نخواهد شد همانطور که سیدحسن، سیدعباس نشد و سیدعباس نیز مانند امام موسی صدر نبود چراکه هر کسی جایگاه خود را دارد.
وی عنوان کرد: حزبالله یک شاکله ی مقاومتی دارد که با ما کمی متفاوت است اینکه هرگز جهاد را با شهادت فرماندهان خود رها نمیکند و تکلیف خود را تا انتها انجام میدهند بنابراین علیرغم این اتفاقات، این آسیبها را خواهیم دید کمااینکه در میدان نبرد آسیب دیدهایم اما به معنی پایان کار حزبالله و نابودی مقاومت نخواهد بود، همانطور که حزبالله در جنگ متولد شده و در جنگ نیز بزرگ شده و اکنون به سن ۴۰ سالگی رسیده و در بحران زندگی کرده است.
این کارشناس فلسطین بیان داشت: شهادت سیدحسن نصرالله ضربهی بسیار سنگین و بی سابقهای برای جبههی مقاومت بود اما ژنتیک حزبالله که بحرانزده است و همیشه بحران زیست بوده و بسیار هم از این اتفاق متألم شده است اما تاب آوری خود را هم در تاریخ نشان داره است.
عبدی صریح کرد: مردم ایران بیشتر به حالت فطری و نوع دوستی با مردم مظلوم لبنان احساس همدری میکنند چراکه ما مردم خود را با حزبالله و لبنان آنطور که باید آشنا نکردهایم و حتی برنامههای صداوسيمای ما کلیشهای و تکراری است و نگاه تبلیغاتی ما به گونهای است که به پخش کلیپهای شعارگونه در جنگ میپردازیم
در حالیکه باید بیش از این سیدحسن نصرالله و حزبالله را به مردم معرفی میکردیم، اما مردم ما فطرتا سیدحسن نصرالله را دوست دارند چراکه چهرهی ایشان پاک و تداعیگر سیمای معصومین برای ما است و به دلیل صداقت و ایمان ایشان مردم ما جذب سیدحسن شده بودند.