پس از عملیات وعده صادق ایران نشان داد که به راحتی دسترسی به سرزمینهای اِشغالی دارد
منصور براتی کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی در گفتوگو با سایت شباب پرس، گفت: پس از عملیات وعده صادق که ۱۴ روز بعد از حمله به کنسولگری ایران اتفاق افتاد، ایران نشان داد که دسترسی به سرزمینهای اشغالی دارد و میتواند موشکهای خودش را به این سرزمین برساند.
وی دربارهی ترور شهید اسماعیل هنیه رهبر حماس در تهران و پیامدهای آن، گفت: برخلاف حمله به کنسولگری ایران در سوریه که روز اول آوریل ۲۰۲۴ انجام شد، این بار صهیونیستها به صورت رسمی مسئولیت را بر عهده نگرفتند.
این کارشناس مسائل اسرائیل، افزود: معمولاً صهیونیستها مسئولیت ترورهای خودشان را رسماً بر عهده نمیگیرند و آن مورد کنسولگری تقریباً یک مورد استثناء بود هرچند در آن مورد هم مستقیماً اشاره نشد که صهیونیستها این کار را انجام دادهاند.
براتی ادامه داد: اما زمانی که از سخنگوی ارتش صهیونیستی در این مورد پرسیده شد به جای اینکه جواب بدهد که آیا رژیم صهیونیستی در حمله به کنسولگری دخیل بوده یا نه، به این جمله بسنده کرد که آن کنسولگری یک ساختمان نظامی در پوشش دیپلماتیک بوده است، یعنی تلویحاً پذیرفت و البته بعدها مشخص شد که از طریق یک اف ۳۵ به کنسولگری حمله شده است و مشخص شد که قطعاً کار رژیم صهیونیستی بوده و صهیونیستها هم انکار نکردند و حتی در رسانهها هم تحلیل میکنند و میگویند که ما ضرب شستی نشان دادیم.
وی در همین راستا اضافه کرد: اما در مورد ترور آقای هنیه اوضاع فرق کرده است و پس از عملیات وعده صادق که ۱۴ روز بعد از حمله کنسولگری ایران اتفاق افتاد، ایران نشان داد که دسترسی به سرزمینهای اشغالی دارد و میتواند موشکهای خود را به این سرزمین برساند در حالی که برداشت این بود که رژیم صهیونیستی از یک سامانه دفاعی قدرتمند برخوردار است اما در جریان این حمله مشخص شد که رژیم صهیونیستی نیازمند همکاری با متحدانش بوده و نیازمند یک ائتلاف دفاعی به همراه متحدانش در منطقه است تا بتواند از خودش دفاع کند در غیر اینصورت با یک مشکل بزرگ در برابر ایران مواجه میشود.
این کارشناس مسائل صهیونیستی بیان کرد: به نظر میرسد که پاسخ ایران به این حمله احتمالاً یک پاسخ نظامی از جنس همان چیزی که در وعده صادق اتفاق افتاده، باشد با این تفاوت که یک تقسیم کاری میان ایران و بخشهای مختلف محور مقاومت انجام خواهد شد و احتمالاً حزبالله لبنان در نقطه کانونی این پاسخ قرار خواهد گرفت و در حقیقت واکنش سختتری نسبت به رژیم صهیونیستی نشان خواهد داد چرا که ما در روزهای اخیر شاهد ترور آقای فواد شکر مسئول موشکهای نقطه زن حزبالله هم بودیم و در واقع حزب الله هم باید نسبت به این ترور رژیم صهیونیستی پاسخ بدهد.
براتی با بیان اینکه مسئلهی دیگر این است که از منظر حقوقی آیا این اقدام قابل پیگیری در سطح حقوق بینالملل است یا خیر؟، گفت: چنانچه ترور برای فردی انجام شده بود که از نظر آمریکا و دولتهای غربی در فهرست تروریستی شان قرار نداشت قابلیت پیگیری قدرتمندتر وجود داشت اما از آنجایی که بسیار از این کشورهای غربی، حماس را در فهرست تروریستی خود قرار دادند، اکنون پیگیری کردن ترور یکی از اعضای حماس در محافل حقوق بشری و در محاکم بینالمللی، چنانچه آن محکمه حماس را در فهرست تروریستی خودشون قرار داده باشد بسیار دشوار است.
وی ادامه داد: بنابراین از منظر حقوقی پیگیری این اقدام بر خلاف مورد قبلی که در مورد کنسولگری دنیا و محافل بینالمللی به ایران حق میدادند برخلاف آن است، چرا که در واقع عضو یک گروهی است که دولتهای غربی آن را در یک گروه عادی نمیدانند.
وی با بیان اینکه صهیونیستها در ۱۰ ماه گذشته با حملات هوایی پرشماری که به لبنان داشتند، گفت: صهیونیستها با حملات هوایی به لبنان و ترورهای بیسابقهای که انجام دادند باز هم نتوانستند این منطقه را آرام کنند و با برقراری آرامش، صهیونیستهای ساکنین منطقه شمالی را به این مناطق بازگردانند، بنابراین اقداماتی که رژیم صهیونیستی انجام داده، به هدف خود که برقراری آرامش در مرزهای شمالی بود، نرسیده است و حالا صهیونیستها در تلاش هستند با ترورهایی که انجام میدهند و با اعمال فشار به لبنان، پیوند میان جبهه شمال و جنوب را قطع کنند، بنابراین ما شاهد این هستیم که حزبالله لبنان اعلام کرده تا زمانی که در جنگ غزه آتشبس برقرار نشود تبادل آتش را در منطقه شمال ادامه خواهد داد و شرط پایان ساختن این درگیریها پایان یافتن درگیری در غزه است.
این کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی، تصریح کرد: رژیم صهیونیستی در تلاش است تا این دو جبهه را از هم جدا کند و سعی دارد تا با تحمیل هزینههای بسیار بالایی به لبنان هزینهی تداوم تبادل آتش توسط حزبالله را بالا ببرد، یعنی کاری کند که برخی گروههای لبنانی خودشان با وارد کردن فشار به مقاومت لبنان کنند تا لبنان دیگر اقدام به تبادل آتش نکند.
براتی گفت: مسئلهی دیگر این است که رژیم صهیونیستی در تلاش است تا قطنامه ۱۷۰۱ را که شورای امنیت سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ تصویب کرده، به اجرا در بیاورد که در این قطعنامه اعلام شده تا نیروهای حزبالله باید به پشت رودخانه لیتانی که در ۲۵۶ کیلومتری مرز صهیونیستی قرار دارد، عقبنشینی کنند که البته این قطعنامه یک بعد دیگر هم دارد که تأکید میکند که رژیم صهیونیستی هم باید مناطق لبنانی را تخلیه کند و در اختیار دولت مرکزی قرار دهد اما رژیم صهیونیستی از لبنان مزارع شبعا همچنین روستای القجر را در تصرف خود نگه داشته است ک همچنین نقض حریم هوایی و دریایی و زمینی لبنان توسط رژیم صهیونیستی در سالهای بعد از ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ بالغ بر ۳۰ هزار بار تکرار شده است.
وی در ادامه افزود: به همین دلیل است که نمیتوان گفت که قطعنامه ۱۷۰۱ یک طرفه به نفع رژیم صهیونیستی است و رژیم صهیونیستی هم ناقض این توافق به حساب میآید و حزبالله لبنان هم اعلام کرده که این توافق را از همان سال ۲۰۲۶ به رسمیت میشناسد اما شرط اجرای آن و عقب نشینی حزب الله به پشت رودخانه لیتانی، در واقع آزادی کلیه مناطق لبنانی از اِشغال رژیم صهیونیستی و عدم ورود رژیم صهیونیستی به حریم حاکمیت ملی لبنان است که بارها تکرار شده و ادامه دارد، بنابراین رژیم صهیونیستی این قطعنامه را فقط یک طرفه به نفع خود تفسیر میکند و میخواهد به صورت یک طرفه اجرا کند.
وی تأکید کرد: در این شرایط به نظر میرسد صهیونیستها هزینههای بسیار زیادی را در جبهه لبنان پرداختند و دیگر تحمل ادامه این وضعیت را ندارند و مسل است که نتوانند ساکنان مناطق شمالی را برگردانند چرا که فشار زیادی به آنها از نظر حیثیتی و اقتصادی وارد میآورد و باید تکلیف آنها روشن شود، در حالی که تکلیف بازدارندگیشان نیز مخدوش شده است بنابراین رژیم صهیونیستی ممکن است نسبت به لبنان بر خلاف آن چیزی که احتمالا در قبال ایران اتفاق خواهد افتاد، تمایل بیشتری به شدت عمل دارد.
براتی با بیان اینکه رژیم صهیونیستی در ۱۰ ماه گذشته با حملات هوایی پرشماری که داشتن به لبنان و ترورهای بسیار بیسابقهای که انجام دادند در لبنان اما نتونستن این منطقه رو آروم کنند و با برقراری آرامش ساکنین در واقع صهیونیستهای ساکنین منطقه شمالی خودشان را برگردانن به این مناطق، گفت: بنابراین اقداماتی که رژیم صهیونیستی کرده به هدف خودش که برقراری آرامش در مرز شمال بوده نرسیده حالا صهیونیستها در تلاش هستند با ترورهایی که انجام میدن و با فشارهایی که میارن به لبنان اولاً پیوند بین جبهه شمال و جنوب را قطع کنند یعنی ما شاهد این هستیم که حزبالله لبنان اعلام کرده تا زمانی که در واقع در جنگ در غزه آتش بس برقرار نشود تبادل آتش رو ادامه خواهد داد در شمال و شرط پایان ساختن این درگیریها پایان یافتن درگیری در غزه است.
وی تصریح کرد: رژیم صهیونیستی دارد تلاش میکند که این جبهه را از هم جدا کند و هزینه تداوم تبادل آتش توسط حزبالله را خیلی بالا ببرد یعنی کاری کند که برخی گروههای لبنانی خودشان شروع کنند به مقاومت لبنان فشار آوردن و اینکه دیگر اقدام به تبادل آتش نکند و این خیلی تلاش مهمیست.
براتی گفت: مسئله دوم همین هست که رژیم صهیونیستی دارد تلاش میکند که قطنامه ۱۷۰۱ را که شورای امنیت سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ تصویب کرده به اجرا در بیاورد در این قطعنامه اعلام شده که نیروهای حزبالله باید عقب نشینی کنند به پشت رودخانه لیتانی که در ۲۵۶ کیلومتری رژیم صهیونیستی است. البته ۱ بعد دیگر هم دارد این قطعنامه که تاکید میکنه رژیم صهیونیستی هم باید مناطق لبنانی را تخلیه کند و در اختیار دولت مرکزی قرار دهد اما رژیم صهیونیستی از لبنان شبها رو و همچنین روستای القجر رو در تصرف خودش نگه داشته همچنین نقض هوایی و دریایی و زمینی لبنان توسط رژیم صهیونیستی در سالهای بعد از ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ بالغ بر ۳۰ هزار بار تکرار شده است.
وی اضافه کرد: برای همین است که نمیشود گفت که قطعنامه ۱۷۰۱ یک طرفه به نفع رژیم صهیونیستی است و رژیم صهیونیستی هم ناقض این توافق به حساب حزبالله لبنان هم توافق و در سال ۲۰۲۶ به رسمیت میشناسد اما شرط اجرای آن و عقب نشینی حزب الله به پشت رودخانه لیتانی آزادی کلیه مناطق لبنانی از اشغال رژیم صهیونیستی و عدم ورود رژیم صهیونیستی به حریم حاکمیت ملی لبنان است که بارها تکرار شده و ادامه دارد بنابراین رژیم صهیونیستی این قطعنامه را فقط یک طرفه به نفع خودش تفسیر میکند و میخواهد به صورت یک طرفه اجرا کند.
وی تاکید کرد: در این شرایط به نظر میرسد رژیم صهیونیستی خیلی هزینه بالایی در جبهه لبنان پرداختن و دیگر تحمل این را ندارند که این وضعیت ادامه پیدا کند و آن ساکنان مناطق شمالی را برگردانند چون فشار زیادی به آنها دارد میآورد از نظر حیثیتی از نظر اقتصادی و باید بالاخره تکلیف بازدارندگیشان مشخص شود.
این کارشناس مسائل صهیونیستی اظهار داشت: بنابراین رژیم صهیونیستی ممکن است که نسبت به لبنان برخلاف آن چیزی که احتمالاً در قبال ایران اتفاق خواهد افتاد تمایل بیشتری به شدت عمل دار، در جمهوری اسلامی ایران رژیم صهیونیستی تمایل به این دارد که اقدام تنبیهی که ایران انجام میدهد اقدام سطح پایینتری باشد تا در واقع تقابل خیلی سطحش افزایش پیدا نکند اما در لبنان رژیم صهیونیستی دنبال افزایش تنش است و تمایل دارد افزایش تنش به سمتی برود که بخواهد اراده خودش را به طرف لبنانی تحمیل کند اما در عین حال قدرت حزبالله هم بسیار از حماس از نظر نظامی بیشتر است بنابراین اصلاً نمیشود پیشبینی کرد که در صورت بروز درگیری گستردهتر بین رژیم صهیونیستی و حزب الله چه سرنوشتی در این منطقه رقم خواهد خورد.